هرباری که اینجا را باز میکنم و نظری میبینم، دستهایم میلرزد. یادم می آرد آن روزهایی را که این جا فقط و قفط یک خواننده داشت. کسی که به خاطرش با بادها میرفتم و بساط سکونت هیچ جا نمی گشودم. بعد از آنکه او رفت، آدرسش را عوض کردم و زندگی ام را رو به روی هر «تو»یی گذاشتم که دیگر در زندگی ام نبود و من هم نبودم. هزاربار با کلمات مختلف گوگل کردم تا مطمئن شوم در پیشنهاد هزارم هم دیده نمیشود. همة نوشته هایی که برای او می نوشتم را پاک کردم. تا مدت ها به اینجا سری نمیزدم تا مبادا یادم بیاید شب هایی که اینجا را به امید خواندن نظرش باز می کردم و چیزی نمی یافتم.
حالا او نیست، هیچکس نیست. هیچکس. همین من را از دیدن حتی یک نظر میترساند... .
تا زندَه ای دِل بی کَسِن...ما را در سایت تا زندَه ای دِل بی کَسِن دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 19