نوشتن با تنفس آغاز میشود.

خرید بک لینک
نوشتن طرح درس نگارش سخت ترین کار بود. سخت تر اجرا کردن و بازخورد منفی دیدن بود. سخت ترش اصلاح همان طرح درسی بود که ساعتها زحمتش را کشیده بودم.

حقیقتا نمیدانم که برای نوشتن بچه ها چه برنامه ای دارم. یله گوباره رها کردم تا بالاخره یک چیزی از توش سربرآورد. نمی آورد. میدانم. چیز عجیبی نمی شود. خوبها خوب مینویسند و باقی هم استراحتشان را میکنند و سیاهه ای تحویلت میدهند. نه عیب از بیخیال ها شیطانها و پرچانه ها نیست. من می لنگم. من چپ و کجم. توی دلم یک چیز مقدس از نوشتن ساختم که هم بر خودم سخت میگیرم هم بر بچه های مردم. میترسم یک روز تف و لعنتم کنند که ذوقمان را کور کرد،حالمان را گرفت، نوشتن را به کاممان تلخ کرد.
***
همیشه به این فکر میکنم مسیر علاقه مندی من به نوشتن از کجا شروع شد؟از نوشته های سیدعلی میرفتاح ؟از خواندن سفرنامه های منصور ضابطیان؟ از کلاس روزنامه نگاری یا از گرفتن عنوان معلم نگارش؟
یادم هست نوشتن را دوست داشتم اما در آن ماهر نبودم. یعنی مبتدی بودم و دستم میلرزید که یک جمله را کامل کنم. یادم هست گاهی متوسل میشدم به کسی تا یک انشا بنویسد تا سربلندانه سرکلاس بخوانم.نگارش

تا زندَه ای دِل بی کَسِن...

ما را در سایت تا زندَه ای دِل بی کَسِن دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 60 تاريخ: يکشنبه 31 تير 1397 ساعت: 15:39

صفحه بندی